یکی عَز عکسآیـِ نوجوونیآمُ دآده بودم برآم ظآهر کنن
گرفتمشُ رآه افتآدمـ سمتـِ خونه
عکس دستم بود و همینجوری دآشتم بِش نيگآ ميکردمـ
یهو یه پسر بچه پآیین مآنتومُ کشید
گفتمـ جآنَمـ عزیزمـ؟
گفـ خآنوم ببخشید شمآ مآمآن وآقعیِ منی؟
گفتمـ چـی؟عزیزمـ گُمـ شدی؟
گفـ نه،مگه اینـ عکسـِ شمآ نیس؟
گفتمـ آرهـ خب،اینـ منم
گفـ این عکسـُ بآبآم بِهِمـ نشون دآده بود قبلاً
میگفتـ این قرآر بودِه مآمآنت بشه:)
حاله بد...ما را در سایت حاله بد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81