
فنجون قهوهشو میزاره روی میز
زل میزنه تو چشمام و میگه:غمگین بودنِ این روزاتو اصلن دوس ندارم،بهم میریزم وقتی میبینم مدام میری تو خودت
بعد شمرده و آروم زیر گوشم زمزمه میکنه:اونی که تو رو میشناسه میفهمه خوب نیستی،زودتر برگرد به خودت
گیج نگاش میکنم و میگم:من خوبم،مثل همیشه:)مشخص نیست؟
نگام میکنه و میگه:چشم هات!
هیچی نمیگم
هیچی ندارم که بگم...
شروع میکنم به بازی کردن با فنجون خالیه قهوه ام
شاید سکوت بهترین راه فرار برای توضیح ندادن حاله این روزام باشه:)
حاله بد...ما را در سایت حاله بد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 79